دخترها به دنبال تفریح بودند، سوار ماشین. گاهی خودشان را هیجان زده می کردند. ظاهراً آنها می خواستند یک حس جدید داشته باشند، بنابراین آنها به یک پسر جوان و خوش تیپ عجیب و غریب پیشنهاد دادند. بعد از کمی متقاعد کردن و صحبت موافقت کرد و یکراست سر کار رفت. دخترها با او ارتباط برقرار کردند، به او ضربات بادکنکی دادند، در حالی که دو نفر در حال لعنت بودند، سومی زوج را نوازش کرد.
میکسا| 55 چند روز قبل
سلام، من می خواهم بخشی از این باشم.
نورمن| 54 چند روز قبل
بله، چنین چیزی هست
گیونیول| 9 چند روز قبل
وقتی در دانشگاه بودم، مادر دوستم مرا مکید.
دیگو| 7 چند روز قبل
دستیار شخصی خوش شانس است، او رئیس خوبی دارد. این عموی بالغ را خیلی خوب لعنت کرد، هر مردی نمی تواند چنین سرعت سریعی را تحمل کند.
دخترها به دنبال تفریح بودند، سوار ماشین. گاهی خودشان را هیجان زده می کردند. ظاهراً آنها می خواستند یک حس جدید داشته باشند، بنابراین آنها به یک پسر جوان و خوش تیپ عجیب و غریب پیشنهاد دادند. بعد از کمی متقاعد کردن و صحبت موافقت کرد و یکراست سر کار رفت. دخترها با او ارتباط برقرار کردند، به او ضربات بادکنکی دادند، در حالی که دو نفر در حال لعنت بودند، سومی زوج را نوازش کرد.
سلام، من می خواهم بخشی از این باشم.
بله، چنین چیزی هست
وقتی در دانشگاه بودم، مادر دوستم مرا مکید.
دستیار شخصی خوش شانس است، او رئیس خوبی دارد. این عموی بالغ را خیلی خوب لعنت کرد، هر مردی نمی تواند چنین سرعت سریعی را تحمل کند.
من متوجه نشدم، او شاش کرد یا تقدیر کرد؟